فاطمه جان احمدى

45

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

و تمدن اختلاف‌نظر وجود دارد و هريك متناسب با تعاريف و تعابير مختص به خود تمدن را با فرهنگ مقايسه كرده‌اند . در اين سنجش‌ها عمدتاً ميان فرهنگ و تمدن مرز مشخصى قائل شده‌اند . آنان اين تفاوت‌ها را مطرح مىكنند : يك . مدنيت صورت مادى و خارجى پيشرفت انسان است ؛ در حالى كه فرهنگ تحقق باطنى و ارزش حقيقى اشياء و درك حقيقى آنهاست . دو . تمدن بيشتر جنبه علمى و عينى دارد ؛ حال آنكه فرهنگ عمدتاً داراى جنبه فكرى ، ذهنى و معنوى است . سه . تمدن ناظر به رفع حوايج مادى ، و فرهنگ ناظر به رفع احتياجات معنوى انسان است . چهار . همه تمدن‌ها مقررات و قوانينى دارند كه اغلب به صورت مجموعه‌اى مكتوب هستند ، اما فرهنگ مجموعه شايست‌ها و ناشايست‌هايى است كه جزو ذخاير شفاهى جامعه است . پنج . هر تمدنى مىتواند فرهنگ به شمار آيد ، اما هر فرهنگى اين‌گونه نيست . 4 . تجدد معناى واژگانى تجدد اين كلمه برگرفته از ريشه عربى « ج د د » است و معادل واژه « weN » در انگليسى به معناى نو و جديد « 1 » و يا نو شدن و تازه شدن است . « 2 » گاه نيز تجدد را به طور كلى معادل دنياى صنعتى به‌كار مىبرند ، مشروط بر اينكه توسعه صنعتى را جنبه منحصر به فرد دنياى متجدد بدانيم . « 3 » بىگمان نو شدن در مقابل كهنه ، همواره با تغيير و تحول همراه است ؛ تغييراتى ريشه‌اى كه هم مىتواند همه كيفيات زندگى روزمره بشر را متحول نمايد و هم بر خصوصىترين وجوه تجربيات نسل تأثير گذارد . معناى اصطلاحى تجدد تجدد نوعى نظم اجتماعى جديد و يا فرهنگ نوينى است كه پس از طى يك دوره تمدنى جامعه

--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در باره اين واژه بنگريد به : آنتونى گيدنز ، تجدّد و تشخّص ، ترجمه ناصر موفقيان ، ص 10 . ( 2 ) . محمد معين ، فرهنگ معين ، ص 1029 ؛ على اكبر دهخدا ، لغت‌نامه ، ص 385 . ( 3 ) . آنتونى گيدنز ، تجدّد و تشخّص ، ترجمه ناصر موفقيان ، ص 34 .